قهرمان ميرزا عين السلطنه

3407

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

بعضى به دهات خود سپرده‌اند اگر آمدند بزنيد . خيلى عجيب است الى اكنون الموت نيامده‌اند و اعلانات را براى حسن و قنبر گازرخانى نخوانده‌اند ، ولى شيخ اطمينان از الموت دارد كه محتاج نيست . اگر آمدند نگذاريد يك ساعت بمانند ، به ضرب كتك بيرون كنيد كه همراه خيلى داريد . نمىدانم در پاكت نواب عاليه چه مرقوم داشته بوديد كه رفعت السلطان مىفرمايند ميان مرا با شاهزاده برهم زدى . من هرچه فكر مىكنم چيزى از ايشان ننوشته‌ام . [ پايان نامهء شيخ ابراهيم ] مكتوب دوم شيخ ابراهيم بعد از عرض كردن عريضهء اول علاوه از آن‌كه خودم چند مرتبه به قونسلخانه رفتم براى فرستادن لطف اللّه خان شاهزاده عدل الممالك هم مكرر رفت جواب امروز شاهزاده اين بود كه من عاجز شدم . جواب صريح نمىدهد نه مىگويد مىفرستم نه روانه نمىكنم . ساعتى يك جور حرف مىزند . اين فرنگيها هم از ما ياد گرفته‌اند . حال درآمدن و توقف مختاريد . از اخبارات ، طرف جنوب بسيار شلوغ است و قشون انگليس هم وارد شده‌اند . از قرارى كه در روزنامهء « ايران نو » نوشته بود براى ترتيب و تنظيم پست‌خانه و تلگرافخانه‌هاى آن خط و قبل از آمدن اين عده قشون عدهء ديگرى وارد كرده بودند به بهانهء جمع‌آورى اسلحه . بين سربازهاى انگليس و اهالى آن سرحد نزاع مىشود . سه نفر ايرانى ، هفتاد هشتاد نفر انگليسى مقتول و مجروح مىشوند . بعد آن عده مراجعت مىكنند و مجددا اين عده وارد شده‌اند . اصفهان هم بسيار شلوغ است . از قرار تقرير عدل الممالك چند نفر از رؤساى ادارات ثلاثهء نمك و غيره را به دار زده‌اند ( اين مسئله گويا همان حكايت يك كلاغ چهل كلاغ باشد زيرا آقاى عماد السلطنه يكى از اعضاء بلديه را نوشته بودند اينها چندين نفر كردند و اصح بايد همان باشد . از آمدن انگليسيها هم در مرقومهء آقا چيزى ذكر نشده بود و من يقين دارم اگر آمده بودند آقا مىنوشت پس بايد دروغ باشد ) . خراسان هم از جريدهء آن معلوم خواهد شد چه حال دارد كذلك ساير بلاد ، الّا شهر قزوين الحمد للّه امن است به عكس بيرونش . عده‌اى هم از قشون روس علاوه آنچه بود وارد اردبيل شده . يك مطلبى هم « ايران نو » درج كرده هركس توجيه و تفسيرى مىكند . مجمل آن اين است تلگرافى از بوشهر رسيده مرض طاعون به طرف ايران مىآيد با كمال تشدد . بايد در صدد علاج فورى برآمد حفظ الصحه شهرها را مرتب كرد ، زباله و موشهاى شهرها را جمع كرد . نمىدانم مراد از طاعون قشون انگليس است يا چيز ديگر .